دختر پاییزی من

فرشته ای از طرف معبودم

زندگی

هفته سی و هفتم و نگرانی های اخیر و احتمال زایمان زودرس ...

سلام  دختر گلم ببخشید خیلی وقته نیومدم برات بنویسم، آخه اوضاع خیلی خوب نبود. اول که من مریض شدم با علائم مسمومیت و دو کیلو وزن کم کردم، همش نگران تو بودم که نکنه این وزن از تو کم شده باشه، دکتر که رفتم یه کم خیالم راحت شد. خلاصه ده روز اینجوری مریض بودم، دکتر دارو داده بود ولی سعی کردم نخورم صبر کردم تا خوب شم. آخر هفته 34 با خوشحالی رفتم پیش دکتر، آخه قرار بود معاینه کنه ببینه میتونم طبیعی تو رو به دنیا بیارم یا نه طبق معمول همیشه معاینه کرد و گفت همه چی خوبه، بعد اومد که لگن رو معاینه کنه اول گفت همه چی خوبه و مشکلی نداری بعد یهو قیافش رفت تو هم، خیلی نگران شدم، گفت بچه چرا اینقدر پایینه ، گفت دستم داره به سرش می ...
7 مهر 1394

دختر

دختر که داشته باشی انگار خودت را با دست خودت پرورش میدهی... انگار مادری را از کودکی تجربه میکنی... دختر است ، از کودکی آفریده شده برای مادری ،آن هنگام که عاشقانه موهای عروسکش را شانه میزند و قربان صدقه های مادرانه اش را نثار عروسکش میکند،لالایی برایش میخواند و به رویش میخندد... دختر است ،آفریده شده تا از کودکی از عزیزانش مراقبت کند،آن هنگام که خسته از مشغله های روزانه کنارت می نشیند و دستهایت را با دستهای کوچکش نوازش میکند... وقتی حتی نه پدر و نه همسر دردت را نمی فهمند ،به چشمهایت خیره میشود و می گوید :مامان چرا خوشحال نیستی ؟! دختر که داشته باشی باید غمت را پنهان کنی،بغضت را فرو بری و بخندی،راحت با غمت می شکند...او مادر آینده است باید یاد...
13 تير 1394

مامان شدن یعنی ...

مامان شدن یعنی.... .....   ترکای شکمت رو ببینی، اما از ته دل بگی خدایا شکرت که دلم ترک نخورده   مامان شدن یعنی.... .....   مسئولیت، یعنی تلنگر یعنی صبوری یعنی از خود گذشتگی مسئول میشی در برابر هدیه خدا صبور میشی در برابر تمام دردای درونی و بیرونی از خودت میگذری بابت سلامتیه فرشته ات   مامان شدن یعنی... ....   شمردن هفته ها و تیک زدن رو تک تک روزایی که میگذرن   مامان شدن یعنی... ....   سوزش سر دل اما یک سوز شیرین و دلچسب   مامان شدن یعنی... ....   دلهره ی سلامتیه بچه ات تو هر بار سونوگرا...
10 تير 1394

معاینه خرداد ماه و تیروئیددددددد - (هفته 22)

سلام دختر گلی عزیزم دیگه داری کم کم تپل میشی شکمم داره گنده میشه. فکر میکردم چون جثم هنوز بزرگ نشده تو هم کوچولو موندی، پنج شنبه رفتیم پیش خانم دکتر آمنه سادات حقگو معاینه شدیم گفت همه چی نرماله و نینی وزن و قدش نرماله. وزنم کرد گفت زیادی داری چاق میشی حواست باشه، آخه اول خرداد رفتیم پیشش 56 کیلو 600 بودم و آخر خرداد 58 کیلو 800 همین جوری دارم وزن زیاد می کنم الان هم که اینو برات می نویسم شدم 59 کیلو 200 ، نمیدونم به خاطر اشتهای زیاد و پرخوریه یا تیروئید؟؟؟ آخه خانم دکتر گفت تیروئیدت داره کم کار می شه لب مرزی، برام یک چهارم قرص لیوتریوکسین تجویز کرد گفت یه ماه دیگه آزمایش بده دوباره بیا پیشم. وقتی خانم دکتر اوم...
3 تير 1394

دعا برای یه مامان منتظر

امروز وبلاگ یه مامان منتظر رو خوندم و کلی ناراحت شدم براش، خیلی دلش نینی میخواد ولی هنوز خدا بهش نداده، الان خیلی ها رو میشناسم که منتظر نینی هستن، ولی این مامان منتظر صبرش کمه و هی غصه می خوره، براش دعا کردم امیدوارم هر چه زودتر به آرزوش برسه، البته همه چیز دست خداست، هر وقت اون بخواد اتفاق میوفته. خدا جون خیلی دوستت دارم خیلی بزرگی به همه ی مامانهای منتظر کمک کن، بهشون صبر بده، بهشون نینی های سالم و صالح بده. تو همین ماه عزیز دل همه رو شاد کن، همه نینی ها و همه مامانها رو هم صحیح و سالم نگهدار. نی نی جون تو هم براشون دعا کن. الهی آمین ...
19 خرداد 1394

تکونهای این وروجک

سلام دختر گلی من عزیزم خیلی شیطون شدی، دیگه خیلی واضح بدون اینکه دستم رو روی شکمم بذارم حرکتها تو حس می کنم، حتی می دونم کی می خوابی و کی بیدار می شی، بعد از خواب خودتو می کشی و آروم آروم تکون می خوری. بعد از غذا یا وقتی که یه چیز شیرین می خورم پر انرژی میشی و حرکتهات زیاد میشه، حتی وقتی به شکمم نگاه می کنم پرش ها تو می بینم، بابایی هم دید و کلی ذوق کرد و قربون صدقه ات رفت. دیگه کم کم دارم چاق می شم، شدم 58     ...
19 خرداد 1394

انتخاب اسم

دختر قشگم، دختر پاییزی من احتمالاً توی مهر یا آبان به امید خدا به دنیا میای، همیشه فصل پاییز رو دوست داشتم، اگر تو هم تو پاییز بیای پیشمون که دیگه خاطره انگیز می شه برام. حالا که معلوم شد دختری باید برات یه اسم خوب پیدا کنیم، البته یه چیزایی انتخاب کردیم. ولی هنوز قطعی نیست شاید تا اون موقع نظرمون عوض شه. من و بابایی دوست داریم اسمت سونیا بشه. به زبان فارسی یعنی: نور نیاکان. به زبان عربی یعنی: دختر نور، دختری که در جامعه رتبه بالایی داشته باشد. به زبان ترکی یعنی: پری و زیبارو. به زبان یونانی یعنی: عقل و خرد- الهه عقل و خرد. به زبان فرانسه و ایتالیایی هم می گن معنی شکوفه و دسته گل&...
9 خرداد 1394

غربالگری دوم و تعیین جنسیت قطعی

سلام عزیزم، سلام کوچولوی 300 گرمی من دوباره اومدم برات بنویسم، امروز وارد هفته 19 شدیم. با وجود تو خیلی داره بهم خوش می گذره هر روز خدا رو شکر می کنم به خاطر اینکه تو رو بهم داده. ولی این استرس و نگرانی ها دست از سرم بر نمی داره. هفته پیش دکترم رو عوض کردم، خانم دکتر آمنه سادات حق گو، انصافاً دکتر خوبی بود تو همون جلسه اول می شد تشخیص داد. دکتر پرسید غربالگری دوم هم باید بدی، خیلی ترسیدم  بهش گفتم اولی رو دادم این هم لازمه که انجام شه؟ گفت به نظر من بدی خیلی بهتره. خلاصه با کلی اضطراب و دلهره پنچ شنبه رفتم سونو پیش دکتر سید علی محمد هاشمی طارمی. واقعاً دکتر خوش برخوردیه و همیشه طرز صحبت کردن و شوخی هاش به آدم آرام...
9 خرداد 1394

جریان آزمایش غربالگری اول و تعیین جنسیت

سلام عزیزم بازم اومدم تا برات بنویسم از اتفاقاتی که افتاده. بیستم فروردین قرار بود برم آزمایش غربالگری تا اون روز کلی استرس داشتم و فقط دعا می کردم که سالم باشی، اینقدر این مدت چیزای بدی خوندم و شنیدم که نگرانم می کرد. خدا رو شکر رفتیم و مشکلی در کار نبود، دکتر سونوگرافی گفت سالمی (خدا رو صد هزار مرتبه شکر) اندازه پشت گردن رو گرفت که نرمال بود، بعد توضیح داد که باید استخوان فک بالا و پایین هم تشکیل شده باشه، همه چی رو به راه بود. گفت که 40 گرمی و اندازه کف پات 7میلیمتر بود ولی نتونست جنسیت رو تشخیص بده گفت برو هفته دیگه بیا، من هم که فضولی امونم رو بریده بود می خواستم بدونم دختری یا پسر. می خوا...
1 ارديبهشت 1394

هفته دوازدهم بارداری

سلام کوچولوی من امروز وارد هفته دوازدهم شدم. دیگه کم کم داری خودتو نشون میدی، یه کم شکمم بزرگ شده، شلوار بارداری می پوشم پنج شنبه این هفته باید بریم سونو، خیلی نگرانم. تست غربالگری و NT و ازا این چیزا دیگه، یه کم دلشوره دارم، فقط از خدا میخوام که سالم باشی، دکتر بهم گفته بود شاید جنسیتت هم مشخص بشه تعطیلات عید رفتیم قشم، با ماشین خودمون، من با این حال و این مسافت طولانی، یعنی اگه بدونی چی به من گذشت.... ولی خوش گذشت، فقط مسیر طولانی بود. تو قشم هم حالم خیلی خوب نبود، اصلاً نمی تونستم غذا بخورم، حالت تهوع شدید. حتی غذاهایی که همیشه دوست داشتم رو می دیدم بدم میومد، یه روز کامل که چیزی نتونستم بخورم، فقط نگران تو ب...
17 فروردين 1394